معلومات درمورد ولایت پروان و تارخچه آن

 

ولایت پروان

پروان یکی از ولایات افغانستاناست. مرکز این ولایت شهر چاریکار و مساحت ولایت ۳۹۹٫۹کیلومتر مربع با جمعیت ۵۲٬۸۰۰۰نفر است.

ولایت پروان دارای 10 ولسوالی میباشد.

شهر چاریکار شاروالی و مرکز ولایت دارای نفوس 168000

  • ولسوالی سید خیل  دارای نفوس 43700
  • ولسوالی جبل سراج ”    "    "   61000
  • ولسوالی سالنگ ”  "  " 24900
  • ولسوالی شینواری ” "  "  39400
  • ولسوالی غوربند "   "   "  92500
  • ولسوالی شیخ علی "  "  " 23600
  • ولسوالی سرخ پارسا ”  "  " 39100
  • ولسوالی بگرام "     "    "  99100
  • ولسوالی کوه صافی "   "   "  29600

مجموعه نفوس پروان 620900

 

در این ولایت اقوام زیر زندگی می‌کنند:

  • تاجیک
  • هزاره
  • پشتون
  • ایماق
  • ترک

جمعیت ولایت پروان (جمعیت در 1361ش /1982، 987 ، 527 تن ) از ولایات مهم در مشرق افغانستان. از شمال به ولایت بَغلان ، از مشرق به ولایت کاپیسا، از جنوب به ولایات کابل و وَرْدَک و از مغرب به ولایت بامیان * محدود می شود.

ولایت پروان ، علاوه بر نزدیکی به پایتخت و صنعتی بودن ، به دلیل قرار گرفتن در مسیر کاروانهای تجاری و آب و هوای مطلوب ، در میان ولایات افغانستان اهمیت فوق العاده ای دارد. شهر چاریکار (پایتخت) در مشرق ولایت ، در ارتفاع 603،1متری ، در حدود 64 کیلومتری شمال کابل و مشرق ملتقای رود غوربند و پنجشیر واقع است . راه اصلی کابل ـ بَغلان (مرکز ولایت بغلان ) و نیز شمال افغانستان از آن می گذرد.

صنایع نساجی (بخصوص پارچة کتان )، ساخت چاقو و ابزار فلزی چاریکار و پیرامون آن در افغانستان معروف است پروان در تشکیلات اداری قدیم افغانستان به صورت «حکومت اعلی » اداره می شد، اما از 1343 ش /1964 در تقسیمات داخلی جدید، ولایتی مستقل با اهمیتی کمتر (درجة دو) شد.

کاپیسا از 1358 ش /1979 به مدت دوسال قسمتی از پروان شد. در 1363 ش /1984 ولایت پروان دوازده واحد اداری مستقل داشت . در این ولایت ، چهار وُلِسْوالی (از تشکیلات حکومتی ) چهار علاقه داری و 477 آبادی ذکر شده است

پیداوار(محصولات) پروان:

توت و انگورپروان شهرت فراوان دارد. برعلاوه، گندم، جواری، جو، ماش و لوبیا را میتوان از غلهجاتی به شمار آورد که درین ولایت کاشته می‌شوند. مناطق اطرافچاریکار، مرکز ولایت، در تولید انواع سبزیجات پیشقدم بوده و تولیدات آن نه تنهابرای مصرف محلی بلکه برای صدور به بازارهای کابل نیز فرستاده می‌شود.

 

صنعت چاقوسازی در مرکز ولایت- چاریکار، از گذشته‌ها رواج داشت. همچنان صنعت چرمگری درچاریکاروجود داشته‌است. فابریکهٔ کشمش پاکی در دوران حکومت محمد داوود اما با سرمایهٔ شخصیبه کار آغاز کرد که در دوران حنگهای سی ساله از کار افتید.

 

بند وانهار: پروژهٔ بزرگ آبیاری در پروان توسط چینایی‌ها به به ثمر رسانده شد. اینپروژه از دریای پنجشیر آغاز شده‌است. برای گذشتن از دریای غوربند فناوری جالبی بهکاررفته‌است که لوله‌های بزرگ آب ازشانهٔ یک تپع سرازیرشده و با گذشتن از زیردریایغوربند به شکل بٌرُق روی شانهٔ دیگر تپه می‌برآید و به کانالی که به سوی چاریکارمیرود می‌افتد. کانال یاد شده نارسیده به شهر چاریکار به دو شاخه تقسیم میشود کهیکی به سوی شرق میرود و دیگری همچنان به سوی جنوب جریان می‌یابد. درهمین محل تقسیمیک بند برق ساخته شده که مقداری برق برای شهر چاریکار تولید میکند. همچنان در قسمتجنوب شهر چاریکار برای رساندن آب به زمین‌های بالاتر از نهراسلی، دستگاه بزرگ آبانداز (واترپمپ) ساخته شده که به گونهٔ وقفوی آب را از نهر پایین به بالا انداخته ودرآنجا به جوی دیگری می‌افتد. این آب حتی تا مناطق قره باغ رسیده و زمین‌های خشک راآبیاری میکند.

ولایت پروان از چهار رودخانه (دریا) آب میگیرد که عبارت اند از:

دریای پنجشیر

دریای سالنگ

دریای غوربند

دریای شتل

 

همچنان دریایدیگری به نام دریا «باریک آب» از سمت جنوب غرب وارد وادی پروان میگردد اما این دریاآب موسمی دارد و دایم فعال نمیباشد.

شهر چاریکار در حدود ۶۴کیلومتری شمال کابل و در خاور پیوندگاه رودهای غوربندو پنجشیرواقع است. راه اصلی کابلـ بغلانو نیز شمال افغانستان از چاریکار می‌گذرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شهر چاریکار مرکز ولایت پروان

این شهر درمحل ورودی درهٔپنجشیرواقع شدهاست. صنعت پارچهکتانو ساخت چاقوو ابزار فلزی چاریکار و پیرامون آن در افغانستان معروف است.[۳]کوزه‌گری وانگورهای این شهر نیز معروفند. در دهه۱۹۶۰بزرگ‌ترینکارخانه نساجی افغانستان در گلبهار در نزدیکی چاریکار ساخته شد.[۲] که ساخت آنباعث رشد جمعیت چاریکار پس از سال۱۹۶۲میلادیشد.

از نقاطدیدنی شهر،تپه گل غندیاست. گردشگاهتپه گل غندی که از گردشگاه‌های بهاری افغانستان است در سال۱۳۲۴خورشیدی(۱۹۴۵میلادی) درزمان میرعلم خان شهردار چاریکار بنیاد شد. در سال۱۳۲۷خورشیدیبهای جان، شاعرپشتوزبان از این تپه دیدن کرد و نام آن را تپه گل غندی (تپه گل) گذاشت.

در افسانه‌هابنیاد شهر چاریکار را بهجمشیدپادشاه نسبتمی‌دهند. بنیاد تاریخی آن را نیز توسط شاهکانیشکاازدودمانکوشانیانمی‌دانند.

درسال۱۸۴۱و در جریانجنگ انگلیس با افغانستان، یک هنگ از سربازان انگلیسی مستقر در چاریکار قتل عام شدند. در۲۱ژوئیه۱۸۸۰عبدالرحمن خاندر شهرچاریکار اعلان پادشاهی کرد. نیروهایحبیب‌الله کلکانی(رح) پاشاه افغانستان، در سال۱۳۰۸خورشیدیقدرت را به دست گرفت.

بعدهامحمدگل خان مهمند، وزیر داخله افغانستان که سیاست پشتون سازی را دنبال می‌کرد، شهر چاریکار را به آتش کشید و ویران ساخت.

پس از مداخلهنظامی روسیه در سال۱۹۷۹، چاریکارصحنه جنگ‌های شدیدی شد. پس از اشغال منطقه از سوی طالبان، مردم چاریکاردر۲۳میزان۱۳۷۵علیه طالبانقیام کردند.

تاریخ پروان

پروان پایتخت تابستانی امپراتوری کوشانی به خصوص در عهد کنشکای کبیر است. شهرهای بگرام و کاپیسا در دردو سوی دریای پنجشیر مهد تمدن کوشانی میباشد.

 

پروان دردامان جنوبی هندوکش همیشه سنگر نهایی و عقبگاه مطمین کابلستان بوده‌است. جنگهاییشدیدی که باشندگان پروان در برابر چنگیز خان کردند، به گزارش میرغلام محمد غبارنویسندهٔ «افغانستان در مسیر تاریخ»، سبب شد که چنگیز برای نخستین بار مزهٔ تلخشکست را بچشد. البته که چنگیز خان برای اولین بار در تاریخ در پروان به شکست مواجهشده است که آن هم در منطقه به اسم پل متک بود.

در دورانجنگهای سه گانهٔ مردم افغانستان در قرن نزده با انگلیس بازهم پروان در استوار ودیواری عبور ناپذیر در برابر متجاوزین انگلیس بود.

پس از ان که امیر حبیب الله خان کلکانی (رح) در سال۱۹۲۸با مرکزقرار دادن پروان در شورش‌های ضد حکومتی توانست حکومت امان الله شاه را سرنگون کند،پروان برای اولین بار به مثابهٔ منطقهٔ تاجبخش تاجگیر شناخته شد. ازینرو، وقتینادر خان به قدرت رسید، برای درهم کوبی روحیهٔ این مردم، کسان زیادی ازمردم را بکشتو دارایی‌های شان را غارت کرد. همچنان برای تداوم سلطهٔ خود براین مردم، به جا بهجا سازی طرفداران خود درین نقاط مختلف پروان پرداخت.

همچنان مناطق اطراف شهر چاریکار را به سوی جنوب و شرق جوی دیگر آبیاری میکرده‌است که از دریایغوربند آب میگرفت. این جوی‌ها به نام‌های، جوی چاریکار، جوی خواجه و جوی ماهیگیریاد میشوند... این جوی‌ها نیز درحال حاضر از شاخهٔ شرقی کانال آبیاری پروان آبمیگیرند.

مناطق دیگر پروان بیشتر از آب‌هایی که از کوه‌ها سرازیر میشوند آب میگیرند و بند و انهاری که درین مناطق وجود دارد به صورت عنعنوی ساخته شده و از قرون متمادی بدینسو به همین منوال بوده‌است. یکی ازجمله مناطق عمده ومهم ایکه مربوط به ولایت پروان ونزدیک به ولسوالی‌های کابل است هماناعلاقه داری سنجددره بوده که دارای هفت قریه میباشدکه به دوحصه مهم بالاده وپاین ده تقسیم است، تمام افرادساکن سنجددره مردمان سنی مذهب وفارسی زبان اند.

سنجدره هم سرحدباتوپ دره، غوربندوشهرک سابقه یاسرک عمومی کابل -پروان است اهالی سنجددره اکثرآمردمان تجارت پیشه بوده واکثریت مردمان آن درولایات کابل، پروان، مزار، تخار، بغلان، هرات وسایرمناطق زندگی میکنند، این محل دارای تعدادی اززیارت گاه هابوده ومشهورترین آن پنجپیران پنجشروزیارت رومی صاحب است، مشهورترین محل درسنجددره همانامنطقه بنام چهارجوی است که زمانی پایگاه قومندان ملا(ملامحمدساکن اصلی قریه ده غلامان بوده) که شاهددرگیری‌های میان گروه طالبان وجبهه متحدبود، مردمان این محل درزمان طالبان خسارات هنگفت ملی وجانی رامتحمل شده ودرزمان طالبان موردتهاجم رمه‌های کوچی نیزقرارگرفته ولی سرتسلیم برای افرادمسلح فرودنیاورده اندقابل یادآوریست که درزمان‌های گذشته تعدادی ازمردم قوم منگل که جهت تارج به آن مناطق آمده بوددربعضی ازمناطق آن سربه نیست گردیده‌است.

سنجدرهازجمله محلاتی بوده که درآن آثاربولایتی کشف گردیده‌استحفریات ساحهبولایتی چشمه شفا در ماه ثور سالروان و حفریات بالاحصار در برج حمل سالروان اغازیافته‌است که اکنون در نتیجه ان اثار یک شهر دوره باختریبدستامده‌است. اثار کشف شده تماماً از دوره باختری است که ممکن قرن ششم و پنجم قبل ازمیلاد را در بربگیرد. که اتشکده و اتشدان کشف شده در منطقه، بینظیر است. حفریات اینساحه ادامه دارد و در اینده سنه گذاری‌های مطلق ان روشن خواهد گردید. ناگفته نماندکه ساختمانهای عصر کوشانی، غوری، تیموری نیز دراین ساحه بولایتی موجود است. اثار وپارچه‌های ظروف سفالی بدست امده مربوط دوره کوشانی‌ها و دوره‌های اسلامی (غزنوی،غوری، تیموری و بعدتر) تا امروز که ساختمانها یکی بالای دیگر قرار دارند، به نظررسیده‌است.در اطراف بالاحصار ساحاتیکه مربوط عصر بودیزم میشوند قبلاً حفاریگردیده‌است : مانند تپه مرنجان، تپه نارنج، خواجه صفا، تپه خزانه، باغ بابر و کوتلخیرخانه که اثار ان بعداز تحقیق و تسجیل توسط انستیتوت بولایتشناسی به موزیم ملیتسلیم داده شده‌است و همچنان اثاریکه قابل انتقال نیست مانند اثار تپه نارنج در خودساحه حفظ گردیده‌است.

گفتهمیتوانیم که موجودیت و تسلسل این ساحات در اطراف شهر کابل و ادامه ان در قلعه حشمتخان، قلعه خندر، خورد کابل، مینار چکری، یخ دره، سنجددره، بت خاک و شیوکی را دربرمیگیرد، نشان میدهد که در عصر بولایت، کابل یکی از نقاط مهم تاریخی بشمار میرفت ونقطه توصل راه‌های تجارتی و شهرها بوده‌است.

وُلُسوالی غوربَند یکی از ولسوالی‌هایولایت پروانافغانستان است.

 

غور نام منطقه‌ای است در شمال غربی غوربند. غوربند به معنای «مانع کوهستانی در راه غور» است.

 

این ولسوالیتقریباً نصف ولایت پروان را از نظر مساحت و نفوس تشکیل می دهد.قبل از افتتاح تونلسالنگ این دره شمال را به جنوب وصل می نمود و تمام کاروان های تجارتی از این دره میگذشتند، اما بعد از افتتاح تونل سالنگ از شهرت این راه کاسته شد.این دره زیبا و سرسبزی است که توجه تورست ها و سیاحان را به خود جلب نموده است و قبل از کودتای ثورروزانه صدها سیاح خارجی و داخلی برای تماشای مناظر دلربای طبیعی به این دره سفر میکردند. مردم این دره را اقوام تاجک ، هزاره ، پشتون و قرلق تشکیل میدهد. همچنانیک عده سادات نیز درین دره زندگی می نمایند که از احترام و عزت خاص نزد سایر مردمبرخوردار می باشند. غوربند تاریخ دیرینه دارد جهان کشایان بزرگ چون اسکندر مقدونی ،چنگیز... درین دیار به شکست مواجه شدند.

 

در جریاناشغال افغانستان توسط روس ها مردم این دره تلفات زیادی را متقبلگردیدند. روس ها چندین بار در این دره هجوم آوردند اما به مقاومت شدید مردم اینمرزوبوم مواجه شدند. بالاخره در سال 1360 هجری شمسی روس ها که توان مقابله را ازدست داده بودند ،مجبور به ترک این دیار شدند. پیداوار مهم این دره را زرد آلو ،بادام، سیب ، انگور وغیره تشکیل می دهد. چون غوربند یک دره کوهستانی است و مردم آنشغل دهقانی دارند بنائ از نظر اقتصادی بسیار فقیر می باشند.

بَگرام شهری است در ولایتپروانکشور افغانستان.

 

این شهر ازسویکوروش بزرگهخامنشیویران و توسطداریوش بزرگبازسازیشد.

در نزدیکیاین شهر یک پایگاه نظامی معروف قرار دارد. آمریکا در پی حمله به افغانستان درسال۲۰۰۱بهراه‌اندازی یک مرکز بازداشت موقت درپایگاه نظامی بگراماقدام کرد کهتا سال۱۳۸۷حدود۶۳۰زندانی رادر خود جای داده است.